نامِ دروغینِ ترور بر چهره‌ی آزادی

0

از مهاباد در روزهای پایانی آبان ۱۴۰۱ـ جوانان در خیابان سنگر ساخته‌اند.

 

 

روشنا ژیان

لید:
در جهانی که ستم، خود را «امنیت» می‌نامد و آزادی را «ترور» می‌خواند، سکوت دیگر بی‌طرفی نیست—همدستی است. امروز، حقیقت در میدان نبردِ معناها رقم می‌خورد؛ جایی که یا باید ایستاد، یا حذف شد.

مقدمه
در عصر حاضر، واژه‌ها پیش از گلوله‌ها شلیک می‌شوند. قدرت‌های مسلط، پیش از حذف فیزیکی مخالفان، به تحریف معناها دست می‌زنند تا مبارزه را بی‌اعتبار و سرکوب را مشروع جلوه دهند. در چنین نظمی، فریاد حق‌خواهی ملت‌های تحت ستم به‌جای آنکه شنیده شود، با برچسب‌گذاری خاموش می‌گردد. با این‌حال، برای مردم مبارز کوردستان، مرز میان حقیقت و تحریف روشن است: تروریسم ابزار حفظ وضع موجود است، و مقاومت پاسخی ناگزیر به سلب کرامت و هویت.

۱. ترازوی شکسته: استانداردهای دوگانه جهانی
گفتمان «حقوق بشر» در جهان امروز، بیش از آنکه معیاری جهان‌شمول باشد، در بسیاری موارد تابع ملاحظات سیاسی است. هنگامی که سرکوب سیستماتیک در کوردستان جریان دارد، سکوت نهادهای بین‌المللی را نمی‌توان بی‌طرفی نامید؛ این سکوت، شکلی از هم‌سویی با توازن قدرت موجود است. تقسیم‌بندی تروریسم به «خوب» و «بد»، نه‌تنها غیرقابل دفاع، بلکه زمینه‌ساز تداوم خشونت است. هرجا آزادی و عدالت سرکوب شود، بذرهای بی‌ثباتی کاشته می‌شود و مبارزه علیه این وضعیت، شرطی اساسی برای دستیابی به صلحی پایدار است.

۲. سوسیالیسم و ریشه‌های طبقاتی مبارزه
از ویژگی‌های برجسته مبارزات کوردستان، پیوند عمیق آن با درکی طبقاتی از ستم است. تجربه جریان‌های پیشرو نشان داده که ستم ملی و ستم طبقاتی درهم‌تنیده‌اند و نمی‌توان یکی را بدون دیگری برطرف کرد. انتقال مبارزه از سطح نخبگان به بطن جامعه—در میان کارگران، زحمت‌کشان و لایه‌های فرودست—نقطه عطفی تعیین‌کننده بوده است. سازمان‌دهی شورایی و تکیه بر نیروی جمعی، مبارزه را از سطح مطالبات محدود فراتر برده و آن را به پروژه‌ای برای دگرگونی ساختارهای نابرابر تبدیل کرده است؛ جایی که «نان» و «آزادی» به‌طور جدایی‌ناپذیر به هم گره خورده‌اند.

۳. فراتر از تفنگ: پیشگامی زنان و جوانان
قدرت واقعی یک جنبش، در سطح آگاهی، سازمان‌یافتگی و پویایی آن نهفته است، نه صرفاً در ابزارهای نظامی. حضور فعال زنان، نه به‌عنوان نماد، بلکه به‌عنوان رهبران فکری و عملی، مبارزه را به سطحی از تحول فرهنگی ارتقا داده است. در کنار آن، نقش جوانانی که آگاهی نظری را با کنش عملی پیوند می‌زنند، تضمین‌کننده تداوم و پیشروی این مسیر است. این هم‌افزایی، ظرفیت عبور از بن‌بست‌های تاریخی را فراهم می‌کند و افق‌های تازه‌ای پیش روی جنبش می‌گشاید.

۴. کوردستان؛ سنگر آگاهی در برابر توحش
تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که کوردستان نه‌تنها در برابر سرکوب دولتی ایستادگی کرده، بلکه در برابر اشکال افراطی خشونت نیز به سدی مؤثر تبدیل شده است. در شرایطی که بسیاری از نیروها دچار انفعال شدند، این اراده جمعی و سازمان‌دهی منسجم بود که نشان داد «ترور» در برابر «ایمان به آزادی» پایدار نمی‌ماند. این مبارزه، نه برای تداوم جنگ، بلکه برای پایان دادن به چرخه وحشت است—برای ساختن جهانی که در آن، امنیت از دل عدالت زاده شود، نه از دل سرکوب.

فرجام سخن
مبارزه در کوردستان را باید پاسخی آگاهانه به تروریسم سیستماتیک دانست. آینده این مسیر، در پیوندی ناگسستنی میان «آگاهی و عمل»، «قلم و مبارزه» و «عدالت و آزادی» رقم می‌خورد.
آزادی را نمی‌توان «ترور» نامید؛ همان‌گونه که سکوت در برابر ظلم را نمی‌توان «صلح» دانست.

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلیکترۆنییەکەت بڵاوناکرێتەوە. خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *