بیانیەی کومەلەی زحمتکشان کوردستان: خیزش نوین مردمی و ضرورت اتحاد گسترده نیروهای اجتماعی و سیاسی
دواڕۆژ 01/01/2026 0
موج نوین خیزش مردمی که از هشتم دیماه با اعتراض و اعتصاب کسبه و بازاریان تهران آغاز شد و در روزهای بعد با گسترش تظاهرات به نقاط مختلف مرکز و سپس به شهرهای دیگر ایران ادامه یافت، واکنشی مقطعی نیست. این اعتراضات، بیان فشردەی بحرانی عمیق و انباشته در ساختار سیاسی ـ اقتصادی جمهوری اسلامی و نارضایتی عمومی از شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی و سرکوب آزادیهای ساکنان ایران است. بحرانی که اکنون خود را در قالب پیوند روزافزون اعتراضات معیشتی، صنفی و اجتماعی با سرنوشت سیاسی نشان میدهد. صدور بیانیهها و موضعگیریهای حمایتی از سوی دانشجویان، تشکلهای صنفی، بازاریان و بخشهای مختلف جامعه، نشانهای روشن از شکلگیری نوعی همگرایی تاریخی است که مرزهای پراکندگی و انفعال را پشت سر گذاشته و وارد مرحلهای تازه از مبارزهٔ اجتماعی شده است
تقابل اجتماعی در ایران وارد مرحلەای تعیین کنندە شدە است، مرحلەای که در آن تضاد میان اکثریت عظیم مردم رنجدیدە (اعم از ملتهای تحت ستم و زنان و کارگران و قشر کم درامد و …) و سیستم سیاسی ـ اقتصادی حاکم، عریانتر و آشتیناپذیرتر از همیشه خود را نشان میدهد. آنچه امروز در خیابانها، محیطهای کار، بازارها، جادهها و دانشگاهها جریان دارد، نتیجەی انباشت تاریخی ستم، استثمار، تبعیض و حذف سیستماتیک مردم از حق تصمیمگیری دربارەی سرنوشت سیاسی خویش است.
خیزشهای اخیر، بهویژه با ورود فعال لایههای مختلف طبقە کارگر، زنان، زحمتکشان، بازاریان، رانندگان، معلمان، دانشجویان و فرودستان نشان میدهد که اعتراض اجتماعی بیش از پیش از سطح مطالبات پراکنده عبور کرده و به سطحی سیاسیتر و ریشهایتر رسیده است.
انقلاب «ژن،ژیان،ئازادی» نقطه عطفی در این روند بود؛ جنبشی که با به چالش کشیدن سلطه بر بدن، زندگی و آزادی انسان، بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را متزلزل کرد. امروز همان جنبش، در پیوند با مطالبات طبقاتی و اجتماعی، به عرصەی زندگی روزمرەی اکثریت جامعه کشیده شده و نظم حاکم را در تمامی سطوح با بحران مواجه کرده است. این تحول نشان میدهد که جامعه نه در پی اصلاحات کذایی دولتی و سطحی، بلکه در جستوجوی دگرگونیای بنیادین است.
کومەلەی زحمتکشان کوردستان تأکید میکند، جمهوری اسلامی با ساختاری مبتنی بر سرکوب، نفی وجود و تضییع حقوق ملیتها، تبعیض جنسیتی، غارت منابع عمومی و تحمیل فقر سازمانیافته با انزوای وقیحانە بین المللی و با پای فشردن بر صدور تروریسم و جنگ افروزی، نه تمایل و نە توان پاسخگویی به مطالبات جامعه را دارد و نه افقی برای آیندهای انسانی پیش روی مردم میگذارد. تجربەی چند دهەی گذشته بهروشنی بر موضع تاریخی کومەلە کە از ابتدا این حکومت دیکتاتور تمامیت خواە را غیر قابل اصلاح دانستە صحە گذاشتە است؛ تداوم این حکومت تنها به تعمیق بحران و افزایش شکافهای اجتماعی و تحمیل هزینههای سنگینتر بر دوش زحمتکشان منجر خواهد شد.
ما بر این باوریم که رهایی مردم تنها از مسیر سازمانیابی مستقل نیروهای اجتماعی، همبستگی آگاهانەی جنبشهای اعتراضی و پیوند مبارزات طبقاتی با مبارزه برای آزادیهای سیاسی، برابری جنسیتی، حقوق ملی و برابری اجتماعی ممکن است. هیچ نیرویی از بالا، هیچ جناحی در درون حاکمیت،هیچ پروژەی اقتدارگرای تازهای و هیچ آلترناتیوسازی کذایی پاسخگوی خواستهای برحق مردم نخواهد بود.
کوردستان با انقلاب ژینا به قطب مهم مبارزات سیاسی و مدنی، مقاومت و ایستادگی میلیونی زبانزد همگان شدە است. با تحولات دو سال گذشتە و چشم انداز آن، امیدهای واقعی در دل ملت کورد و مردم کوردستان کاشتە شده است. اما باید اقرار کرد این امیدها زمانی به ثمر می نشیند که قبل از هرچیز میل بە اتحاد و همگرایی احزاب کوردستانی نتیجەی ملموس و عملی به خود گرفتە باشد. تلاش های ارزندە و گام های مثبت ماەهای اخیر هنوز جوابگوی نیازهای وحدت طلبانە و عطش مهار نشدنی سراسری کوردستان نیست. باید گام های جدیتر و با برنامە و نقشە راە روشنی در راە وحدت و اتحاد و همکاری مشترک برداشت.
واقعیت این است اتحاد احزاب کوردستانی، همکاری ملل دیگر و همراهی جنبش های کارگران، زنان و اقشار تحت ستم را در پی خواهد داشت، که در این صورت به مهمترین آلترناتیو سیاسی در سطح ایران و بین المللی تبدیل خواهد شد. جنبش های سیاسی کارگران، زنان و جامعە مدنی از دیرباز پشتیبان جنبش رهایی طلبی کوردستان بودەاند یا از آن الهام و نیرو و امید گرفتەاند. احزاب کوردستانی باید به عنوان یک قطب جدی در معادلات سیاسی و شکلگیری آلترناتیو سهمی درخور و شایستەی نزدیک بە نیم قرن مبارزات و رویارویی مستمر با اشغالگری و دیکتاتوری رژیم داشتە و نه نظارەگر اوضاع، بلکە قویترین و موثرترین و تعیین کنندەترین ائتلاف سیاسی باشند. دوران نظارەگری شکلی از قدرت سیاسی و سپس حقوق خود را طلبیدن به تمامی بسر رسیدە است. از هم اکنون باید روند تحولات سیاسی و شکلگیری حاکمیت نوین روشن گردد، حاکمیتی کە پاسخی درخور بە مبارزات و فداکاریهای ملت کورد و جامعەی کوردستان باشد و امیدهایشان برای رهایی، ئازادی، عدالت و برابری در آن به واقعیت تبدیل شود.
کومەلەی زحمتکشان کوردستان خود را بخشی از سازماندهندگان جنبشهای اجتماعی میداند، بر تداوم ایستادگی در کنار کارگران، زحمتکشان، زنان و دیگر قربانیان پدر/مرد سالاری، جوانان و همەی نیروهای آزادیخواه و برابریطلب تأکید میکند. آیندەی ایران نه در بازتولید سلطه، بلکه در ساختن نظمی مبتنی بر آزادی، برابری، حق تعیین سرنوشت ملل، عدالت اقتصادی و اجتماعی رقم خواهد خورد.
کمیتە مرکزی
کومەلەی زحمتکشان کوردستان
۱۱ دی
