چگونه ناسیونالیسم باستانگرای ایرانی پای حشدالشعبی را به تهران باز کرد

0
کیوان دُرودی

وقتی جمهوری اسلامی حضور خود در سوریه را علنی کرد، پان‌ایرانیست‌ها به لحاظ موضعگیری از دو دسته بیشتر نبودند؛ دسته نخست آن‌ها که قاسم سلیمانی را “ژنرال ایرانی” نامیدند و با تمام توان از حضور فرامرزی تهران دفاع می‌کردند و دسته دوم، آن‌ها که می‌دانستند تعلق ایدئولوژیک مجال مجیزگویی‌شان را گرفته، اما باز هم حضور سپاه در دیگر کشورها را مثبت ارزیابی می‌کردند یا دستکم از نامشروع خواندنش پرهیز داشتند. سپاه قدس همین بُن‌مایه‌های پان‌ایرانیسم را دستمایه توجیه دخالت در سایر کشورها و هزینه‌های سرسام‌آورش قرار داد و مدعی “ایجاد عمق راهبردی منطقه‌ای برای ایران” و “احیای قلمرو تاریخی-فرهنگی ایران باستان” شد. آرام آرام هزینه‌بردار بودن این نفوذ و تبعات اجرای‌ آن، موجی از اعتراض را در میان توده‌های عاصی ایجاد کرد؛ اما دیگر دیر شده بود. همان نیروها که قرار بود نقش یگان‌های خارجی “لشگر هخامنشی” را ایفا کنند؛ همچون یک نیروی تحت امر خامنه‌ای (کورورش زمان!) قرار گرفتند و با عقب‌نشینی بدون حتی یک دقیقه مقاومت از سوریه، مشخص شد اساسا مسئله نه راهبرد که “منویات رهبر” است! ناسیونالیست‌هایی که دسترسی جمهوری اسلامی به مدیترانه را نه یک دخالت نامشروع و یا حتی خطای راهبردی، بلکه یک “حق غیرقابل‌بحث” ایرانیان بازنمایی می‌کردند و مخالفت با آن را “مصداق ایران‌ستیزی” می‌نامیدند؛ ناگهان یادشان افتاد که خامنه‌ای یک “انیرانی”‌ست! و این تصمیم را پس از آن گرفتند که مطمئن شدند نظام و “فره ایزدی” خامنه‌ای رو به زوال نهاده. حال که همان سربازان احیای امپراتوری آریایی به جای سواحل مدیترانه در ولیعصر تهران قدم می‌زنند و مقابل به زعم خودشان “رعیت پادشاه” صف‌آرایی کرده‌اند؛ جعبه جادویی ایدئولوژی را از طاقچه پایین آورده و دنبال توجیه همدستی‌شان با رژیم هستند. رضا پهلوی که تا دیروز توییت می‌زد: “سپاهی که هشت سال دفاع کرد به هموطنش‌ شلیک نمی‌کند!” و مقاومت بلوچستان علیه پاسدارها را “تروریسم” می‌نامید! دست به دامان ترامپ و نتانیاهو شده تا لشگر هخامنشی و ایادی منطقه‌ایش را گوشمالی دهند. اما دیر است و اگر شانس نیاوریم چند کشتار چندهزار نفری دیگر در راه است.

 

وەڵامێک بنووسە

پۆستی ئەلیکترۆنییەکەت بڵاوناکرێتەوە. خانە پێویستەکان دەستنیشانکراون بە *