وقتی مطالبه، با موشک پاسخ داده میشود

در جغرافیایی که هنوز صدای گفتوگو به رسمیت شناخته نشده، هر مطالبهای که رنگ هویت و آزادی داشته باشد، با برچسب امنیتی سرکوب میشود. اما آنچه در قبال ملت کورد در سالهای اخیر رخ داده، از مرز سرکوب سیاسی عبور کرده و به سطحی از خشونت رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً «کنترل امنیتی» نامید؛ این، تبدیل سیاست به میدان جنگ است.
حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به اردوگاهها و پایگاههای احزاب سیاسی کورد در خارج از مرزهای ایران، نهتنها نقض آشکار حاکمیت سرزمینی کشور میزبان است، بلکه اعترافی صریح به ناتوانی در پاسخگویی سیاسی به مطالبات داخلی است. وقتی یک حکومت، بهجای شنیدن صدای مخالف، آن را با موشک هدف میگیرد، در واقع اعلام میکند که هیچ افقی برای گفتوگو قائل نیست.
این حملات، صرفاً هدفگیری چند مقر حزبی نیست؛ بلکه پیامی روشن به کل جامعه کورد است: «سکوت کنید یا حذف میشوید». اما تاریخ نشان داده که هویتها با انفجار خاموش نمیشوند. آنچه زیر آوار موشکها دفن میشود، نه مطالبه، بلکه مشروعیت سرکوبگر است.
احزاب سیاسی کورد، با تمام تفاوتها و گرایشهایشان، بخشی از واقعیت سیاسی این منطقهاند. آنها محصول یک خلأ تاریخیاند؛ خلأیی که از انکار مستمر حقوق فرهنگی، زبانی و سیاسی ملت کورد شکل گرفته است. بهجای مواجهه نظامی با این واقعیت، راهحل در بهرسمیت شناختن آن و باز کردن مسیر مشارکت سیاسی است.
امنیتیسازی مداوم مسئله کورد، تنها به چرخهای از خشونت و بیاعتمادی دامن میزند. هیچ جامعهای با حذف صداهایش به ثبات نرسیده است. ثبات، محصول عدالت است، نه موشک.
امروز، دفاع از ملت کورد، صرفاً دفاع از یک هویت نیست؛ دفاع از اصل بنیادین حق زیستن با کرامت، حق بیان، و حق مشارکت در تعیین سرنوشت است. هر موشکی که به سمت یک اردوگاه شلیک میشود، در حقیقت به سمت امکان یک آینده مشترک عادلانه شلیک شده است.
و این پرسش همچنان پابرجاست:
حکومتی که پاسخ مطالبه را با پهپاد میدهد، از چه چیزی بیش از همه میترسد، از تهدید، یا از حقیقت؟
